----------------------

اشعار کوتاه با موضوع شب یلدا

یک اتّفاق یخمکی عاشقانه نیست
این قرص ها دلیل پشیمانی من است
یلدا هنوز دو رو برم تخمه می جود
اینجا شروع خودکشی آنی من است …
“رقیه خدابنده اویلی
_________________
زل میزنم به اینهمه یلدای ناتمام
حل میشوم تمام تو را توی هیچکس
حافظ دوباره گفته نمی آیی بی دلیل
بغضی شکسته تر شده حالا نفس … نفس …
“مرضیه فرمانی”
_________________
یلدا سپید سادگی ات را سیاه کن !
خوابند و بی دلیل کنارت نشسته اند
لابد شبیه شمع تو را فوت می کنند
وقتی به جای پسته دلت را شکسته اند
“علی اکبر رشیدی”
_________________
یلدا چه اتفاق قشنگیست خوب من
افتاده توی قهوه ی با تو نشستنم…
لب می زنی به تلخی فنجان قهوه ات
لب های گر گرفته ی فنجان منم منم
“پویا آریانا”
_________________
دستم گرفت دست تو را توی دست خود
سرمای اولین شب غمگین سال را
احساس کرد فصل زمستان رسیده است
پیچید دور گردن عکس تو شال را
“وحید نجفی”
_________________
بی‌ردی از پرنده و پرواز تا هنوز
نزدیک استحاله‌ی شبهای چشم تو
با فرصتی که باز به آغاز مانده است
در عادتم عجیب به یلدای چشم تو
شیوا فرازمند”
_________________
شب قصه های پیرزنی ساده لوح بود
در “غارهای” بی خبر پر کلاغی ات
یلدا شروع ساختن یک گلوله برف
در مشت های منجمد اتفاقی ات!
“صدیقه حسینی”
_________________
هشتاد ونه حکایت سرد وسیاه را…
با خواب شاعرانه به فردا رسانده ام
حالا به نامت این شب بالا بلند را
با چشمهای یخ زده بیدار مانده ام
“علی اکبر رشیدی”
_________________
دردش گرفته این شب و فارغ نمی شود!
چشمم سفید، تر شد و پهلو به برف زد
این شعر هم به حرمت امشب بلند شد
این شعر…اگرچه پشت سر عشق حرف زد!
“سیده زهرا بصارتی”
_________________
وقتی که قلب سنگ ِ تو را هم شکافتم
چشمم برای دیدن ِ خون نا امید بود
تقصیر عشق نیست ، خداوند شاهد است
هر هندوانه ای که بریدم سفید بود !
“یاسر قنبرلو(پدرام)”
_________________
آتش گرفته دفتر شعرم به اسم تو
فالی نمانده تا به تو یلدایی اش کنم
بی خود به فال نیک نگیر این ترانه را
عشقی نمانده تا به تو لیلایی‌اش کنم
“فاطمه شمس”
_________________
دیر آمدی دوباره زمستان رسیده است
فنجان چای و قهوه ی مان سرد میشود
تنها ترین ستاره ی یلدای سال پیش
از آسمان چشم شما طرد می شود
مقداد تکلوزاده”
_________________
در لابه لای این شب دیوانه گم شدند
آن روز های خوب و قشنگی که داشتم
یلدای پیروخسته این سال لعنتی
برداشت آنچه را که برایت گذاشتم
“وحید نجفی
_________________
وقتی که از نهایت شب حرف می زنی
یلدا درست مثل خودت سرد می شود
امسال هم زنی که تو تنها گذاشتیش
دارد برای روح خودش مرد می شود
“زهرا دهقان”
_________________
جغرافیای توی سرم گیج می خورد
دارم دراز میشوم امشب بدون درد
یلدای تلخ با تو نبودن رسیده است
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
“مریم حقیقت”

منبع:سه علی سه

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “اشعار کوتاه با موضوع شب یلدا”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ صحیح را وارد نمایید(از اعداد انگلیسی استفاده کنید) *