جوک های خنده دار 97

درس خوندن تو یه شهر دیگه فقط اونجاش که مامانم زنگ میزنه میگه رفتی سرکلاس؟
از زیر پتو میگم الان سر کلاسم بعدا زنگ میزنم
____________
مردم زنگ می‌زنن باباشون سه میلیون بریزه انتخاب واحد کنن.
من دانشگاه روزانه بودم زنگ می‌زدم بابام میگفتم من غذا ندارم می‌گفت منم ۳ هفته س غذا نخوردم
____________
یه حس برترى ناشى از داشتن پریز کنار تخت چى بود؟ ظهور پاوربانک همونم ازمون گرفت.
____________
بابام هر وقت بی‌مورد زنگ می‌زد مثلا می‌پرسید تو ۱۰ آبان ساعت ۴ بعدازظهر کجا بودی؟
میفهمیدیم همون لحظه رفته خلافی ماشین رو‌گرفته
____________
قیمت پالتو چرم تمساح ۶ میلیون تومن؛
مشتی یکی دیگه تمساحه رو کشته دیه شو میخوای از ما بگیری
____________
حتی اون صندلی بازی که تو مدرسه میکردیم تو مترو به دردمون خورد اما هنوز انتگرال به دردمون نخورده
____________
مامانه توی فروشگاه به بچش گفت چیپس و پفک نمیخرم برات
پسره چیپسو باز کرد گفت حالا مجبوری بخری
____________
همه به بچه هاشون به چشم هدیه الهی نگا میکنن!!
بابای من به چشم هزینه الهی
____________
بدتر از اب تو‌دمپایی دستشویی
قندیه که تو دهنته و چایی تموم میشه
____________
من وقتی از آسانسور میام بیرون می‌زنم برگرده همکف. هم اونکه تازه از راه رسیده منتظر نمی‌شه،
هم قاتلام نمی‌فهمن کدوم طبقه رفتم.
____________
مامانم یه بار دویست تومن داده بود پای کرم دور چشم
بابام سی ثانیه یه بار بش میگفت هنوز چروک دارن که!
____________
ترسناک‌ترین داستان کوتاه جهان
سه نفر بودیم , یه شارژر …

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “جوک های خنده دار ۹۷”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ صحیح را وارد نمایید(از اعداد انگلیسی استفاده کنید) *