----------------------

حالا چگونه پنهانت کنم

تو را پنهان می‌خواستم
نگاهت را در رگ‌ رگِ جانم پنهان کردم؛
اما از چشمانم به بیرون راه کشید
نامت را پنهان‌تر
آن‌ که با دل نگفتم
اما بادها از خاک‌ها و خاک‌ریزها گذشتند
و بذر نام تو را بر گستره‌ی تمام زمین پاشیدند

تو را پنهان می‌خواستم
اما حالا سبز شده‌ای همه‌جا
چشمانم را می‌بندم
کودکانِ هرجا که بگویی
نام آشنای تو را
خنده خنده بر طبل‌ها می‌کوبند

تو را پنهان می‌خواستم
اما این‌گونه که
حالا چگونه پنهانت کنم؟!

شاعر: رضا کاظمی

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “حالا چگونه پنهانت کنم”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ صحیح را وارد نمایید(از اعداد انگلیسی استفاده کنید) *