---------------------- ---------------------

ساده بود خوشبختی به سان چشمهایت

و مرگ چه جانکاه بود در آغوش دستانت …
وقتی که مهتاب هنوز می درخشید
ساده بود خوشبختی
در آغوش دستان گرمت
عشق ساده بود…
در شبی آرام
در گوشم نجوا کردی
و من چه دیوانه وار…
اسیر خوشبختی کوچک دستانت شدم
ساده بود خوشبختی
به سان چشمهایت
به رنگ شب
به سان
نفس هایت
آرام
همیشگی
امشب
مهتاب چه زیبا می درخشد
در تبلور نگاه جا مانده ت…
نجوا کنان میخوانمت امشب…
آرام…
همیشگی
به سان چشمهایت…

 

شاعر: محدثه بلوکی

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “ساده بود خوشبختی به سان چشمهایت”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ صحیح را وارد نمایید(از اعداد انگلیسی استفاده کنید) *

----------------------------------------------------------------------