---------------------- ---------------------- ---------------------

شعر زیبای حسین منزوی

دیری است دلم در به در و خانه به خانه
تا کی، به که یابد ز تو ای عشق نشانه

دانی که چه ئی از پس این دربه دری ها؟
خواب سحری در پی کابوس شبانه

از خون دلم بر ورق جان کلماتی است
پیکی که دلم سوی تو کرده است روانه

با شور تو، خون می زند از سینه برونم
چون ساقه که بشکافدش از پوست، جوانه

خواهم که چو ققنوس بسوزم به لهیبت
چون میکشی ای آتش خوش سوز زبانه

تا بگذرم از صافی بی غشّ، تو خوش باد
بیگانه شدن از همگان جز تو یگانه

من دانم و تو، ای زده قُفلی به دهانم !
آن قصّه که ز اغیار شنیدیّ و زمانه

بارت که فلک نیز نیارست کشیدن
من می برم ای عشق سبک بار به خانه

شاعر:حسین منزوی

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “شعر زیبای حسین منزوی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ صحیح را وارد نمایید(از اعداد انگلیسی استفاده کنید) *