---------------------- ---------------------

قرارمان سر ساعت گریه های همیشگی ام

حرفی از آسمان نیست،
حرفی ازینکه آغوشت را بغل کنم و اوج بگیرم نیست…

این پرنده همان شب رفتنت،
بالهایش را زیرباران جا گذاشت و خانه نشین شد !
و زندگی در آنجا چشمهایش را بست
که هزار پرنده در پلک هایش غرق شدند!

حالا سالهاست این پرنده ی غمگین
مثل یک آدم معمولی زندگی می کند…
هر شب ماه را از خانه اش بیرون می کند
هر شب برای خودش دلتنگی دم می کند
هر شب با یک طعم جدید
نبودنت را به خورد رویاهایش می دهد!

عزیزم
امشب هم بی بال و پر در خیالت اوج می گیرم
قرارمان سر ساعت گریه های همیشگی ام
امشب،
با طعم جدیدی از انتظار منتظرت هستم…

شاعر: صفا سلدوزی

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “قرارمان سر ساعت گریه های همیشگی ام”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ صحیح را وارد نمایید(از اعداد انگلیسی استفاده کنید) *

----------------------------------------------------------------------