ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز

سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ ای
تا نداند کس که چون بی اعتبارم کرده‌ ای

چون بسوی کس توانم دید باز از انفعال
اینچنین کز روی مردم شرمسارم کرده ‌ای

ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز
چون به لطف خویشتن امیدوارم کرده‌ ای

تو همان یاری که با من داشتی صد التفات
کاین زمان با صد غم و اندوه یارم کرده ‌ای

ای که می‌پرسی بدینسان کیستی زار و نزار؟
وحشی ام من کاینچنین زار و نزارم کرده‌ای!

شاعر: وحشی بافقی

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ صحیح را وارد نمایید(از اعداد انگلیسی استفاده کنید) *

----------------------------------------------------------------------