چه برمن گذشته؟ شعری از راضیه خدابنده

من در سلول انفرادیِ تنم
بسیار مستعدِ آلوده شدن
به بی خوابی هایت شدم
این شب ها،

شب های بی بازگشتِ من به خودم …
با خیالِ تو… بیداری را نقاشی می کنم
چه برمن گذشته؟
منِ مرا ندیده ای؟

بیدار می مانم تا تو را به خواب ببینم
شاید در آخرین دقایقِ بودنِ شب
آخرین خاطرهٔ بوسه ات
مرا به صبح بدوزد

ویروس نگاهت، درد به جانم می ریزد
و باز همان نگاه
درد از من می برد
تو کیستی؟

که مرا در خواب هایم بیدار می کنی!
حرف هایم را با نگاهی دیگر معنی کن
شاید این بار درست معنی شدم.

شاعر:راضیه خدابنده

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

یک دیدگاه در “چه برمن گذشته؟ شعری از راضیه خدابنده”

  1. راضیه خدابنده گفت:

    با سلام
    ممنونم از حسن انتخابتون
    مانا باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ صحیح را وارد نمایید(از اعداد انگلیسی استفاده کنید) *

----------------------------------------------------------------------