----------------------

که همه عمر ثناخوان و دعاگوی توام

پرده بگشای که من سوختهٔ روی توام
حسرت اندوختهٔ طلعت نیکوی توام

من نه آنم که ز دامان تو بردارم دست
تیغ بردار که منت کش بازوی توام

سینه چاکان محبت همه دانند که من
سپر انداختهٔ تیغ دو ابروی توام

نتوان کام مرا داد به دشنامی چند
که همه عمر ثناخوان و دعاگوی توام

آن چنان پیش رخت ساخت پراکنده دلم
که پراکنده‌تر از مشک فشان موی توام

گرچه در چشم تو مقدار ندارم لیکن…
این قدر هست که درویش سر کوی توام

من که در گوش فلک حلقه کشیدم چو هلال
حالیا حلقه به گوش خم گیسوی توام

ای قیامت ز قیام تو نشانی، برخیز
که به جان در طلب قامت دل‌جوی توام

آخر ای آتش سوزان فروغی تا چند
دل سودازده هر لحظه کشد موی توام.

شاعر: فروغی بسطامی

فُروغی بَسطامی متولد ۱۲۱۳ در اندرات – درگذشتهٔ ۲۵ محرم ۱۲۷۴ در گرگان، از غزل‌سرایان دوره قاجار بود. او شاعر معاصر سه تن از پادشاهان قاجار بود: از زمان فتحعلی شاه نامور گشت، و در دوره‌های محمد شاه و ناصرالدین شاه به کار خویش ادامه داد.

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “که همه عمر ثناخوان و دعاگوی توام”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ صحیح را وارد نمایید(از اعداد انگلیسی استفاده کنید) *